سرمقاله‌ی Verke

نمی‌توانی مکالمات را در ذهنت پخش کنی؟ اینجا دلیلش هست — و چه کاری باید کرد.

سرمقاله‌ی Verke ·

اگر نمی‌توانی از بازپخش مکالمات در ذهنت دست برداری، چیزی را تجربه می‌کنی که دانشمندان شناختی آن را پردازش پس از رویداد می‌نامند — عادت مغز به اجرای بررسی‌های دقیق از لحظات مهم اجتماعی پس از وقوع آن‌ها. پاسخ کوتاه به اینکه چه کار کنی این است: بازپخش اطلاعات جدیدی تولید نمی‌کند، پس راه‌حل سخت‌تر فکر کردن نیست. راه‌حل قطع حلقه با یک بررسی شواهد ساختارمند، و سپس بستن در است. اگر درست انجام شود، هر بازپخش چند دقیقه طول می‌کشد نه چند ساعت.

تقریباً همه کسی نسخه‌ای از این کار را می‌کند. جایی که به مشکل تبدیل می‌شود وقتی است که بازپخش‌ها شدید، مداوم، تحریف‌کننده (بدتر از آنچه اتفاق افتاده یادت می‌آید) هستند و شروع می‌کنند رفتار را شکل دهند — لغو برنامه‌ها، اجتناب از آدم‌ها، از قبل عذرخواهی برای چیزهایی که کسی متوجه نشد. در پایین: آنچه زیر سطح اتفاق می‌افتد، پنج تکنیک مبتنی بر شواهد برای شکستن بازپخش، و زمانی که ارزش دارد کس دیگری را وارد کنی.

پردازش پس از رویداد

چه اتفاقی واقعاً می‌افتد

داری دوباره آن مکالمه را بازپخش می‌کنی؟

یک تمرین CBT با Judith امتحان کن — 2 دقیقه، بدون نیاز به ایمیل.

چت با Judith →

درمان شناختی-رفتاری دوباره‌پردازی را به عنوان یک مکانیزم نگه‌داری خاص برای اضطراب اجتماعی تعریف می‌کند. بعد از یک مکالمه، مغز کالبدشکافی پست‌مرگ انجام می‌دهد تا شواهدی از اشتباه اجتماعی پیدا کند. مشکل این است که حافظه تحت فشار عاطفی دقیق نیست — هر چیزی را که بیشتر برجسته بود تقویت می‌کند (معمولاً لحظه‌ای که ناخوشایند بود) و لحظاتی را که خوب بودند حذف می‌کند. هر بار که این فرایند را طی می‌کنی، تصور اینکه مکالمه بد بود عمیق‌تر می‌شود — همان تصوری که با شروع دوباره‌پردازی سعی داشتی آن را رد کنی. حلقه خودسوزانه است.

یه بررسی 2014 در The Lancet Psychiatry نشان داد که درمان شناختی رفتاری موثرترین رویکرد درمانی برای اضطراب اجتماعی‌ست، با پردازش بعد از رویداد که به عنوان یکی از عوامل حفظ کلیدی هدف‌گیری‌شده توسط مداخلات موثر شناسایی شده («Mayo-Wilson et al., 2014). یه کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده 2012 از CBT اینترنتی برای اضطراب اجتماعی اندازه اثر بزرگی (g = 0.75) در مقابل لیست انتظار نشان داد، با دستاوردهایی که در پیگیری یک‌ساله حفظ شدن — Andersson et al., 2012.

مداخله سرکوب کردن پخش مجدد نیست. سرکوب آن را بدتر می‌کند، همان‌طور که سعی نکردن به خرس قطبی فکر کنی یک خرس قطبی را در ذهنت می‌کارد. مداخله قطع کردن تحریف خودکار پخش مجدد است، سپس هدایت مجدد انرژی.

چه چیزی کمک می‌کند

تکنیک‌های عملی

1. پردازش بعد از رویداد رو نام‌گذاری کن

وقتی پخش دوباره شروع می‌شود، درونی بگو: «این پردازش پس از رویداد است.» نام گذاشتن بر یک الگو به‌عنوان همان الگویی که هست کمی فاصله از آن ایجاد می‌کند. از درون پخش بیرون می‌آیی و شروع می‌کنی به مشاهده آن. نام‌گذاری به تنهایی حلقه را پایان نمی‌دهد، اما رابطه‌ات را با آن از «این برای من دارد اتفاق می‌افتد» به «مغزم دارد کاری که معمول است انجام می‌دهد» تغییر می‌دهد. آن تغییر درگاه است.

2. یه بررسی شواهد انجام بده

دو ستون بنویس: چه اتفاقی واقعاً افتاد (کلمات دقیق، زبان بدن، کی چی گفت) در مقابل اینکه به خودت چه معنایی ازش می‌گی. اکثر بازپخش‌ها فقط بر پایه ستون دوم هستند و هیچ تماسی با ستون اول ندارند. نوشتن ستون اول معمولاً ستون دوم رو کوچک‌تر می‌کنه. اگر ستون اول خالیه — واقعاً یادت نمیاد چی گفته شد — این خودش داده‌ایه. بازپخش بر اساس داستانی که ذهنت ساخته اجرا می‌شه نه بر اساس آنچه واقعاً اتفاق افتاده.

3. قانون 24 ساعت رو اعمال کن

از پیش تصمیم بگیر که به تفسیر خودت از هیچ لحظه‌ی اجتماعی برای بیست و چهار ساعت اول اعتماد نکنی. پنجره‌ی پردازش پس از رویداد زمانی است که تحریف قوی‌ترین است. بعد از یک روز، معمولاً می‌توانی به همان لحظه نگاه کنی و آن را متناسب‌تر ببینی. تا آن زمان، تفسیرت را یک فرضیه‌ای بدان که سست نگه می‌داری — نه یک واقعیتی که بر اساسش عمل می‌کنی. بیشتر کسانی که این قانون را رعایت می‌کنند متن عذرخواهی‌ای را که داشتند می‌نوشتند نمی‌فرستند.

4. آیینه دوستانه

یک دوست صمیمی را تصور کن که همین مکالمه را درباره خودش توصیف می‌کند. آیا به او می‌گفتی که رابطه را خراب کرده؟ که احمقانه به نظر رسیده؟ که دیگری تمام شب درباره‌اش فکر می‌کند؟ تقریباً مطمئناً این کار را نمی‌کردی. مغز به طور مداوم با لحظات اجتماعی دیگران سخاوت‌مندتر از خودش برخورد می‌کند. قرض گرفتن آن سخاوت برای خودت یک تکنیک است.

5. بازپخش رو به عنوان داده برای دفعه بعد ببین

اگر بازپخش چیزی را آشکار کرد که واقعاً می‌خواهی دفعه بعد متفاوت عمل کنی، یک جمله بنویس — «دفعه بعد، قبل از اینکه بپرم، یک سوال بیشتر می‌پرسم» — و آن را جایی بگذار که ببینی. بعد پرونده را ببند. بازپخش مفید بود؛ یک تکه اطلاعات رو به جلو تولید کرد. حلقه تمام می‌شود چون چیزی برای استخراج باقی نمانده. این با انتقاد شدید از خود یکی نیست؛ این تبدیل نشخوار فکری به یک تعدیل ملموس و قابل مشاهده است.

کِی کمک بیشتری بجویی

اگر بازپخش پس از رویداد خوابت را می‌برد، تو را به اجتناب سیستماتیک از افراد یا موقعیت‌ها وادار می‌کند، یا همراه با علائم پانیک یا انتقاد از خود پایدار است، کار با یک درمانگر دارای مجوز آموزش‌دیده در CBT برای اضطراب اجتماعی یکی از مؤثرترین قدم‌هایی است که می‌توانی بردارید. همین موضوع صدق می‌کند اگر بازپخش‌ها درباره یک رویداد دردناک خاص است — یک دعوا، یک جدایی، یک اتفاق در محل کار — که نمی‌توانی از آن بگذری. گزینه‌های کم‌هزینه را در opencounseling.com یا خطوط اورژانس بین‌المللی از طریق findahelpline.com.

با Verke

کار با Judith

اگر یک مربی می‌خواهی که بتواند بررسی‌های شواهد و قوانین ۲۴ ساعته را در لحظاتی که بازپخش شروع می‌شود کنارت اجرا کند، Judith برای همین ساخته شده. رویکرد او از CBT استفاده می‌کند — همان روشی که این مقاله از آن بهره می‌گیرد — و او به یاد می‌آورد که کدام مکالمات برایت در حال بازپخش بوده، پس کار هفته به هفته انباشته می‌شود نه اینکه هر بار از صفر شروع شود. برای اطلاعات بیشتر درباره روش، ببین درمان شناختی-رفتاری.

این را به عنوان یک تمرین CBT با Judith امتحان کن — بدون نیاز به ایمیل

سوالات متداول

سوالات رایج

چرا مدام لحظات شرم‌آور را مرور می‌کنم؟

مغز لحظات اجتماعی حل‌نشده را به عنوان تهدید برای جایگاه اجتماعی تلقی می‌کند، و سیستم تشخیص تهدید آنها را دوباره و دوباره ارائه می‌دهد تا بتوانی واکنشی برنامه‌ریزی کنی. مشکل اینجاست که به ندرت واکنش مفیدی برای برنامه‌ریزی برای چیزی که قبلاً اتفاق افتاده وجود دارد. پخش مجدد بیماری نیست — یک سیستم سالم است که برای مشکلی که نمی‌تواند حلش کند به کار گرفته می‌شود.

آیا اگر فقط بعد از مکالمات بازپخش کنم اضطراب اجتماعی است؟

نه لزوماً. اکثر مردم تا حدی لحظات استرس‌زای اجتماعی را بازنگری می‌کنند. وقتی شدید، مداوم (ساعت‌ها یا روزها بعد)، همراه با خودانتقادی به جای تأمل است و شروع به تغییر رفتارت می‌کند — چیزها را لغو می‌کنی، از آن شخص اجتناب می‌کنی، پیشاپیش بیش از حد عذرخواهی می‌کنی — به اضطراب اجتماعی میل می‌کند. اگر اکثر این‌ها درباره‌ات صدق می‌کند، ارزش دارد مستقیماً روی آن کار کنی.

آیا دوباره‌پردازی واقعاً چیزی را تغییر می‌دهد؟

تقریباً هیچ‌وقت. اطلاعاتی که چیزی را تغییر می‌داد در طول مکالمه آمد. بعد از واقعه، با همان داده‌ها کار می‌کنی، به اضافه تحریف. مطالعات پردازش پس از رویداد نشان می‌دهند که بازپخش‌ها تمایل دارند منفی‌ها را بزرگ‌نمایی کنند و مثبت‌ها را کم‌رنگ کنند. این برعکس یادگیری مفید است. آنچه چیزها را تغییر می‌دهد پیگیری با طرف مقابل است، اگر و وقتی که مناسب باشد.

پردازش پس از رویداد در CBT چیست؟

پردازش پس از رویداد اصطلاح شناختی-رفتاریه برای مرور دقیق و اغلب تحریف‌شده‌ای که مردم بعد از رویدادهای اجتماعی مهم انجام می‌دن. CBT اون رو به عنوان عامل نگهداری اضطراب اجتماعی درنظر می‌گیره — نه علت، بلکه چیزی که اضطراب رو فعال و در حال رشد نگه می‌داره. مداخلات استاندارد بررسی شواهد، عدم تمرین عمدی، و دوزهای کوچک قرارگیری برای قطع اجتناب ایجادشده توسط بازپخش هستن.

این با نشخوار فکری چه تفاوتی دارد؟

بازپخش یک زیرنوع خاص از نشخوار ذهنی است که بر رویدادهای اجتماعی متمرکز است. همان الگوی زیرین — مغزی که روی محتوایی که نمی‌تواند حلش کند حلقه می‌زند — در کار است، اما محتوا بین‌فردی است. تکنیک‌ها به شدت همپوشانی دارند؛ بازپخش فقط یک مرحله بررسی شواهد اضافه می‌کند (آنچه واقعاً اتفاق افتاد در مقابل آنچه به خودت می‌گویی اتفاق افتاده) که نشخوار خالص نیازی به آن ندارد.

Verke مربی‌گری ارائه می‌دهد، نه درمان یا مراقبت پزشکی. نتایج بر اساس فرد متفاوت است. اگر در بحران هستی، با 988 (آمریکا)، 116 123 (بریتانیا/اتحادیه اروپا، Samaritans)، یا اورژانس محلیت. به findahelpline.com برای منابع بین‌المللی.